تبلیغات
هیپنوتیزم - درباره مدیتیشن
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالبی مثل هیپنوتیزم و مراقبه چیه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هیپنوتیزم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 8 تیر 1385 :: نویسنده : علی

هشیاری آن است كه ذهن آگاه باشد، اما تمركز نداشته باشد.
     هشیاری آگاه بودن از همه چیزهایی است كه در حال روی دادن اند.
    شما به گونة عادی نمی توانید از همة‌ چیزهایی كه در حال رخ دادن اند هشیار باشید زیرا بدین گونه نامتمركز خواهید شد.
    بخش نفی شده، بخش ناخود آگاهتان تنها زمانی می تواند پویا و آفریننده باشد كه شما به زندگی بعد تازه ای بیفرایید بعد سرخوشی و بعد بازی كردن را.
    منظور از سرخوش بودن این است كه توانایی شاد کامی جستن لحظه به لحظه از همة‌ چیزهای رخ دهنده بر خود را داشته باشید. در شادكامی خود كنش است كه ارزشمند است. چنان چه بتوانید هر كنشی را در خودش ارزشمند سازید، آن گاه سرخوش شده و می توانید آن را جشن بگیرید. سرخوشی در لحظه است در خود كنش نه در دلواپسی رسیدن به دستاوردهای آن، چیزی نیست كه بخواهید به آن دست یابید.
    وقتی ارتباط با كل هستی دور از گزینش باشد و به هر چیزی اجازه پیش آمدن دهید این شادكامی مراقبه است.
    آگاهی یافتن از ناخودآگاه یعنی آگاهی از این كه ذهن شما آگاه نیستید و ذهن آگاه تنها بخشی از ذهن است . «من» هر دو بخش هستم و بخش بزرگتر نامشروط و بی قید و بند است.
    مراقبه كوششی است برای پر یدن به ناخودآگاه. با حسابگری نمی توان پرش انجام داد زیرا هر محاسبه ای آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازة‌ پرش نمی دهد.
    مسیر ناخودآگاه تاریك و ناشناخته است و به دیدة‌ فرد نابخردانه می نماید بنابراین اگر برای ورود به مراقبه اندیشه كنید راه به جایی نخواهید برد چرا كه بخشی اندیشنده به شما اجازة‌ چنین كاری را نخواهد داد.
    شما نمی توانید بدون اندیشیدن خیز بردارید و بپرید بنابراین به دستاویز نیاز دارید دستاویز تنها برای آموزش دادن به ذهن نیاز است وگرنه به كار نمی آید. پس از پرش خواهید گفت به دستاویز نیاز نبود.
    دستاویز چیزی ساختگی است. كلكی است برای آن كه ذهن خردگرای شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته ها هل داد.
    روش نیرومند نه تنها ذهن بلكه تن و احساس شما ـ همة‌ هستی تان ـ‌ را در بر می گیرد.
    
    هیچ شیوه ای نمی تواند خواستگاه مراقبه باشد از این رو هر شیوه ای امكان پذیر است هر شیوه ای یك دستاویز است. همة شیوه ها دروغین اند.
    همة‌چیزی كه مورد نیاز است این است كه به كمك هر دستاویزی از ذهن خود به بیرون هل داده شوید.
    باریك سازی تمركز ذهن زمانی كه به بیرون رو دارید، سودمند است اما به درون كه رو داشته باشید زیان بار و كشنده است. در پیوند با دیگران كارآمد و در پیوند با خود انسان عامل خودكشی است. كسی داناست كه بتواند هر دوی نیاز ها را برآورده كند.
    ذهن را چون یك ابزار بكار برید نه چون غایت همة چیزها. همین كه فرصتی دست داد از آن بیرون آیید. آن گاه دم را غنیمت شمرده و از آن، از خود هستی شادكامی بجویید.
    رها كردن شرطی شدگی ها از راه مراقبة‌ پویا امكان پذیر است. چنین رهایی ای بی علت دست خواهد داد. مراقبه شرایطی را فراهم می كند تا به ناشناخته برسید. هر چیزی پیش آید كردة شما نیست چیزی خواهد بود كه رخ می دهد.
    از راه بندهای منفی از طریق مراقبه می توانید به سوی دیگر هل داده شوید. وقتی شما از گذشته خود بگسلید آن گاه در همان دم انفجاری رخ می دهد و درست همان دم به مركز می روید و در هستی خود متمركز می شوید آن گاه همة چیزهایی را كه همواره از آن تان بوده اند و همة چیزهایی را كه هم اینك در انتظارتان هستند خواهید شناخت.
    هدف زندگی آگاه شدن است. شما از چیزی آگاهی دارید . در مراقبه هیچ موضوعی یافت نمی شود و تنها خود آگاهی برجا می ماند. در مدیتیشن در گام اول شما می بایست هم از موضوع نگرش تان آگاه باشید و هم در كنار این موضوع از كسی كه می نگرد.
    در گام دوم مراقبه هم شناسنده و هم موضوع شناسایی را رها كرده، و تنها آگاه باشید این هدف ناب مدیتیشن است.
    برای آگاهی نیاز به موضوعات بیرونی دارید در غیر این صورت احساس خواب آلودگی می كنید. موضوعات زیاد باعث بی خوابی می شود. با موضوعات تازه شما آگاه تر می شوید چیزهای كهنه خسته كننده می شوند. وقتی چند زمانی با یك موضوع زندگی كردید هشیاری خود را بدان از دست می دهید. دل تان را می زند. تكرار یك مانترا خستگی و خواب ژرفی را بار می آورد.
    شما به ذهن نیاز دارید كه حتی اگر چیزهای تازه ای هم یافت نشوند باز بتواند هشیار باشد. اگر آگاهی به چیزی وابسته باشد این چیز به ناگزیر باید تازه باشد. آگاهی بدون موضوع آزادی می آورد هر وقت دلتان خواست به خواب روید یا بیدار شوید. شما از جهان موضوعات آزاد می شوید.
    اگر خواهان خشنودی، آرامش ذهن،‌ سكوت و خواب هستید خوب است كه پیوسته با موضوعات یكنواخت به سربرید ولی این كار روحانی نیست . در پیوند با یوگا می بایست خردورزانه پیش روید اما تنها برای این كه به پهنه‌ چیزهایی كه با خرد جور در نمی آیند پرش كنید. نهایت ناگزیر است كه نابخردانه باشد. سرچشمه می بایست از شما بزرگتر باشد. سرچشمه ای كه شما و همه چیز همة گیتی از آن آمده است و بار دیگر بدان فرو می رود و در آن ناپدید می گردد می بایست بیش از خرد باشد.
    یوگا می گوید خردگرایانه است كه انسان چیزهای نابخردانه را به پندار در آورد. كسی كه الوهیت را تجربه كرده در اثبات آن كوشش نخواهد كرد. كل را نمی توان با پاره هایش اثبات كرد اما می توانیم آن را حس كنیم. می توان به ژرفای درون رفت.
    بگویید من خدا را باور دارم چون نمی توانم او را اثبات كنم. باور دارم چون امكان پذیر نیست. اگر بود نیاز به باور كردن نبود چرا كه جای خود را به یك ایده عادی می داد. ایمان چیزی ذهنی نیست پرشی است به درون ناممكن.
    مدیتیشن روشی است برای آوردن شما تا سرحد خرد و نیز یك روش پریدن است .مراقبه در نهایت با شیوه های بی خردانه سروكار دارد.




نوع مطلب : مدیتیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 مهر 1385 11:10 ق.ظ
از بیانات شما بسیار سپلسگذارم ولیكن بنده مایلم تا درباب مراقبه ومدیتیشن درعرفان نیز بیشتر بدانم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر