تبلیغات
هیپنوتیزم - تحقق رویای پرواز با مدیتیشن
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالبی مثل هیپنوتیزم و مراقبه چیه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هیپنوتیزم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 9 تیر 1385 :: نویسنده : علی

منبع:  http://tapeshweekly.org/outdoors/83/12/035994.html

در سال 1978 یك دوره بررسی شش ماهه توسط«MERU» در سوییس انجام گرفت. این مطالعات در محدوده خود آگاهی انسان به عنوان زمینه‌ای برای تمامی امكان پذیری‌ها بودند. این از خوش‌شانسی من بود كه توانستم جزو 1800 نفر انتخاب شده از 37 كشور جهان باشم كه در این بررسی ویژه شركت داشتند.


در میان افرادی كه برای این مطالعه ثبت نام كرده بودند، نام چند تن از دانشمندان برجسته و معتبر جهان نیز به چشم می‌خورد. رشته‌های بررسی شده شامل فیزیك، زیست‌شناسی، روان‌شناسی، پزشكی، جامعه‌شناسی،‌ آموزش، مدیریت و فیزیولوژی می‌شد.
بیشتر ثبت نام كنندگان مثل خود من، به خاطر پیشرفت‌ها و علایق شخصی در این برنامه شركت كرده، اما به عنوان موضوعات تحقیق نیز واقع شده بودند. تمامی ما افرادی بودیم كه دوره تكنیك مدیتیشین را گذرانده و می‌بایست در برنامه «TM-Sidhi» دوره آموزش پیشرفته را می‌گذراندیم. این برنامه این مهارت را به ما می‌داد تا بتوانیم از سطوح آگاه مغزی برای فكر و عمل بهره بگیریم و با استفاده از این سطوح هوشیار شخص می‌تواند آسانتر به آرزوهایش دست یابد. یكی از شاخه‌های این برنامه «پرواز یوگی» بود. تست‌های روان‌شناسی و فیزیولوژیكی با مطالعات وسیعی همراه بودند تا ازاین طریق بتوانند فعالیت‌های موجی مغز را قبل، بعد و در طول برنامه ثبت كنند.
از جمله موارد مورد توجه محققان بررسی توانایی پرواز بود. بدین ترتیب ما به گروه‌های كوچكتر تقسیم شده و در هتل‌هایمان كه در شهر «اینترلیكن» آماده شده بود، مستقرشدیم. به جز زوج‌ها، تمامی مردان و زنان در اقامت‌گاه‌های مجزا قرارگرفتند. گروهی كه من در آن بودم شامل 186 عضو می‌شد.
هنگامی كه زمان آموزش«سبكی» فرارسید، هیچ‌كدام‌مان باور نداشتیم كه بتوانیم این كار را انجام دهیم. من مطمئن بودم كه اجرای این برنامه «بی وزنی» برای انسان امكان پذیر بود و امیدوار بودم كه بتوانم شخصاً این كار را انجام دهم، اما مطمئن نبودم. البته می‌دانستم كه بیشتر افراد حاضر در این جلسات احساسی مشابه من داشتند.
پس از آن‌كه تعلیمات لازم در مورد «بی‌وزنی» را دریافت كردیم، قرارشد كه روز بعد به طور گروهی برای تمرین حقیقی به همراه تعلیم دهندگان‌مان بازگردیم. اشتیاق من به قدری بود كه نمی‌توانستم تا روز بعد صبر كنم. به هرحال صبح روز بعد فرارسید. هنگام ورود به سالن اصلی متوجه شدم كه وقتی تعلیم‌دهندگان درباره پرواز كردن به ما می‌گفتند، كاملاً جدی بودند.
سالن نشست پر از ردیف‌های صندلی بود. در زمان موعد جمعیت سالن را پركردند. تقریبا همه افراد حاضر مضطرب و مردد بودند.
هركسی در جای خود مستقر شد و تمرینات آموزش داده شده را آغاز كردیم. سالن پوشیده از یك لایی هشت اینچی اسفنجی بود. با شروع جلسه مربیان از روی لایه اسفنجی به هوا برخاسته و همانند ذرت بوداده، دانشجویان نیز به هوا پرتاب شدند. همچنان كه افراد به فضا بلند می‌شدند، صدای خنده و شادمانی سالن را پر می‌كرد. من نیز همان‌طور كه به تمریناتم ادامه می‌دادم ناگهان احساس كردم كه موجی از احساس سبكی به همراه احساس سعادت در وجودم پیچید و من همچنان بالا می‌رفتم.
این تجربه موقتی بود. در ابتدا به هنگام بالا پریدن اندكی احساس فشار داشتم و به هنگام فرود آمدن نیز حدود سه فوتی جایی كه در ابتدا بودم، قرارگرفتم وسپس دوباره به سمت بالا رفتم و دوباره پایین آمدم. دوباره بالا و پایین.
با هر بار بالا رفتن احساس آزادی و شعف به من دست می‌داد، انگار كه از كشش جاذبه رهایی یافته بودم. حداقل چیزی كه می‌توانم بگویم این است كه این حادثه بسیار نیروبخش و فرح‌انگیز بود. من در طول دوران تحصیلم در كالج، عضو كلوپ پرش آزاد بودم. تجربه این پرواز بسیار شبیه به تجربه بی‌وزنی بود كه در طول پرش‌های آزاد به هنگام رسیدن به سرعت نهایی به من دست می‌داد. همچنین در این تجربه به جای افزایش آدرنالین كه در پرش‌های آزاد صورت می‌گرفت، احساس شادمانی داشتم.
ما نیز همانند «برادران رایت» موفق نشدیم مسیر طولانی پرواز كنیم. همچنین به ارتفاع خیلی بالا هم نرسیدیم. مدت زمان این تجربه نیز طولانی نبود. ولی ما پرواز كردیم. می‌توان گفت كه مراحل مختلفی در این پرواز كه به «پرواز یوگی» مشهور است، وجود دارد. مرحله نخست، مرحله «پریدن»، مرحله دوم مرحله «شناورشدن» و مرحله نهایی مرحله «پرواز» است.
البته رسیدن به مرحله «شناورشدن» و «پرواز» تنها در افرادی صورت می‌گیرد كه موفق به رسیدن به سطوح هوشیاری مغزی هستند كه در این صورت آنها قادر خواهند بود برقوانین طبیعی تأثیر گذارده و به همین دلیل این رشته را مستعد هرگونه حادثه‌ای می‌دانند. هرآنچه كه می‌توان از اساسی‌ترین و قدرتمندترین امور انتظار داشت در این جا امكان پذیر است.
نویسنده، خود معتقد است كه آخرین مرحله یعنی«پرواز» در آینده پدیده‌ای عادی خواهد شد. این نوع پرواز یكی از تمرینات برنامه «TM-Sidhi بود، كه خود تمرینی است برای گسترش برنامه‌های مدیتیشین كه توسط «ماهاریشی ماهش یوگی» پایه‌گذاری شد و از دهه 50 تاكنون در غرب و سپس در سراسر جهان مطرح شده و همه روزه افراد بسیاری به این گونه از تمرینات روی می‌آورند.





نوع مطلب : مدیتیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 شهریور 1396 01:38 ق.ظ
I constantly spent my half an hour to read this website's content daily along with a mug of coffee.
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:58 ب.ظ
Wonderful, what a blog it is! This webpage gives helpful data to us, keep
it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر