تبلیغات
هیپنوتیزم - تنفس در آیین ذن
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالبی مثل هیپنوتیزم و مراقبه چیه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هیپنوتیزم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 18 آبان 1384 :: نویسنده : علی

وقتی که نفس می کشید بایستی ریه ها را کاملا از هوا پر کنید اکثر مردم فقط از قسمت فوقانی ریه هایشان استفاده می کنند آنها بخشهای تحتانی ریه ها را پر نمی کنند. اگر شما به طرز صحیح تنفس کنید از بخشهای تحتانی ریه هایتان نیز استفاده خواهید کرد و حتی هنگام خواب هم به همان روش تنفس خواهید کرد

.

تصور کنید هوایی که تنفس می کنید مه آلود است تجسم کنید که این هوا از راه بینی و گلو داخل قسمتهای تحتانی شکم می شود حال اجازه دهید که در آنجا و در داخل تمامی بدنتان و اندام هایتان منتشر گردد

.

گردش هوا در مجراهای مختلف و انتهاهای بدنتان را مجسم کنید. در عمل بازدم خارج شدن بخار و مه را مشاهده کنید

.

در ابتدای امر ممکن است حواستان به طور کامل متوجه نحوه تنفستان گردد و به نفس نفس زدن بیفتید چنانکه گویی به تمرین های دشواری مشغولید در چنین حالتی یک لحظه مکث کنید و سپس از نو شروع کنید

.

شیوه عملی

:

شما دستانتان را در جلوی چهره تان به یکدیگر نزدیک کنید و دو مکعب چوبی را به یکدیگر زده همزمان با شنیدن صدای ضربه در حالی که دهانتان را به آرامی بسته می بندید به طور یکنواخت و آرام از بینی نفس بکشید به طوری که دیواره شکمتان متسع شود همزمان با آن آهسته دهانتان را بسته هوا به مدت ده ثانیه در تمام بدنتان می چرخد تا زمانی که صدای به هم خوردن مکعب ها دوباره شنیده شود

.

با خارج ساختن هوا از ریه ها صدای یکنواختی ایجاد می شود سه چهارم هوای درون ریه ها را از راه دهان خارج ساخته و با صدای به هم خوردن مکعب ها سکوت اتاق در هم می شکند و شما دوباره عمل دم را از طریق بینی انجام می دهید

.

این کار به زودی صدای موزونی ایجاد می کند صدای به هم خوردن مکعب ها و بعد صدای نجوا ، مانند عمل دم توسط بیست نفر به طور همزمان ، باز صدای به هم خوردن مکعب ها و بعد صدای آه مانند خارج ساختن هوا از ریه ها

.

تمرین دم و بازدم آن طور که به نظر می رسد ساده نیست در ابتدای امر به نظر می رسد شما تنها کسی هستید که نمی توانید با ریتم تمرین پیش بروید بدین ترتیب که یا هوای بسیار وارد ریه ها کردید و یا هوای بسیار کم یا زیاد خارج ساختید و در پایان در مهلت کمی که تا شروع دوباره تمرین داشتید به نفس نفس می افتادید

.

شما باید به موقع متوجه موضوع شوید : با ساختن نوعی تصویر مه آلود از هوایی که وارد ریه ها کردید افکار دیگر از ذهنتان را دور کنید و با ایجاد تمرکز کامل بر نحوه تنفس به زودی احساس آرامش خواهید کرد

.

ذهنتان آرام و هوشیار خواهد بود و جسمتان کاملا راحت ، زیرا همچون آب به آسانی می توانید در هر جهت به حرکت در آیید و حتی اگر به سویی پرت می‌شدید مثل کودکی که بر تشکی رها می شود به آرامی روی زمین فرود آیید

.

همیشه به یاد داشته باشید که چگونه تنفس می تواند به عنوان قسمتی از هنرهای رزمی موضوعی برای فراگیری باشد . فن کنترل تنفس می تواند حتی روزی باعث نجات زندگی انسان شود. به خاطره ای در این باره خوب توجه کنید و آن را در زندگی خود به کار بندید

:

در اکتبر سال 1972 شخصی که استاد ذن بود با همسرش تعطیلات را در اروپا می گذرانید در یک صبح زیبای تابستانی در حال رانندگی در کشور فرانسه بود که دل درد عجیبی همراه با سردرد احساس کرد به زودی درد سرتاسر بدنش را فرا گرفت پس از یک ساعت او روی صندلی از درد به خود می‌پیچید و گاه هوشیاریش را هم از دست می داد

.

دندانهایش شدیدا به هم می خوردند و صدا تولید می‌کردند و بدنش بر اثر سرفه های سخت دچار لرزش می گشت او از همسرش که خوشبختانه او پشت فرمان اتومبیل بود خواهش کرد که یک عدد دستمال کاغذی برای پاک کردن لبهایش بدهد چرا که حتی نمی توانست یک عدد دستمال را از داخل جعبه اش بیرون بکش همسرش به سرعت دستمال کاغذی را از او گرفت نگاهی بر آن انداخت و از پنجره به بیرون پرت کرد. استاد بعدها فهمید که دستمال خون آلود بود

.

همسر استاد با شتاب و سرعت بیشتری شروع به رانندگی کرد و به منظور صرفه جویی در وقت و کوتاهتر شدن مسیر حتی از جاده های فرعی و خاکی استفاده می کرد. او آدرس یک کلینیک وابسته به دانشگاه فرایبورگ را که دقیقا در مرز آلمان و فرانسه قرار داشت می شناخت و آنها توانستند در عرض چند دقیقه به آنجا برسند. استاد لحظه ای از هوش می رفت و لحظه ای به هوش می آمد حالتی همانند خواب وبیداری

.

در همان لحظه که به فرایبورگ رسیدند درد تمامی مفاصل بدنش را فرا گرفته بود. همسر استاد در کلینیک ، دکتری را یافت و همراه خود به نزد استاد آورد دکتر فورا یک برانکار خواست . استاد چیز زیادی به خاطر نداشت به طور مبهم به یاد داشت که او را با صندلی چرخ دار به آزمایشگاه بردند تا آزمایشهای مختلفی را از وی به عمل آورند

.

استاد می گفت : خوب به خاطر دارم که پزشکان در آلمان به همسرم گفته بودند که نه تنها خون استفراغ می کردم بلکه خون زیادی را از دست داده بودم. آنها از همسرم خواستند که موضوع را به نزدیکان خبر دهد بدین ترتیب فهمیدم که به زودی خواهم مرد از این خبر به شدت مضطرب و وحشت زده شدم. قلبم به شدت به تپش افتاد به طوری که با هر ضربان قلبم بدنم به لرزه در می آمد

.

پزشکی که مرا تحت درمان داشت فکر کرد من دچار حمله قلبی شده ام و دستگاه شوک قلبی را برای به نظم در آوردن ضربانهای قلبم آاماده کرد

.

در آن لحظه فکر کردم که این کار بسیا مضحک است به اندازه کافی مشکل دارم دیگر نباید حمله قلبی را به مشکلات خود بیفزایم خود را مجبور کردم که تنفسم را با روش تنفس شکمی تنظیم نمایم. در این روش شکم با عمل دم متسع می گردد . برای یک دو یا سه ثانیه هوا را نگه می داشتم و سپس آن را کاملا خارج می ساختم. این عمل را تا زمانی که حواس نیاز داشت عمل دم از راه بینی با چهار شماره و عمل بازدم از راه دهان در مدت زمانی برای چهار بازدم عادی

.

این فن که آن را فن اولیه برای "آی کی دو" می نامند یکی از تمرین های ذن است که شخص را دور از دنیای بیرونی و تاثیرات ناشی از آن نگاه می دارد هر چه تمرکز حواس استاد بر تنفسش بیشتر می‌شد به همان میزان در مقابل احساس ترس از مرگ مقاومتر می گشت. چنانکه در عرض چند دقیقه توانست کنترل خود و بدنش را از نو به دست گیرد

.

قبل از اینکه دستگاه شوک قلبی را به کنار تختی که استاد بر آن خوابیده بود بیاورند ضربان های قلب او به حالت طبیعی خود برگشت دکتر به آلمانی گفت: « باور نکردنی است

! »

استاد یکبار دیگر از هوش رفت و به بخش مراقبتهای ویژه کلینیک منتقل شد که در آنجا به مدت پنج روز بستری شد در طی آن مدت دو بار دمای بدنش به 41 درجه رسید و پزشک به همسرش گفت که امیدی به زنده ماندنش نیست. از آن روزها او فقط این را به خاطر می آورد که احساس می کرد در پیله ای گرم درون یک تونل به طرف پایین شناور هست و به جایی می رسد که از درد رها می شود صدای همسرش را می شنید که از وی می خواست که مغلوب مرگ نشود

.

هر وقت به چنین حالتی می رسید شروع به تنظیم تنفسش می کرد و سه هفته بعد از بیمارستان مرخص شد . او از بیماری "ویل" که عامل آن یک ویروس کمیاب و معمولا کشنده است نجات یافت او اولین مورد این بیماری در طی چهل سال گذشته در آلمان بود طبق گزارش موسسه بیماریهای گرمسیری این بیماری از طریق آب های آلوده در اسپانیا به وی منتقل شده بود

.

اگر این اتفاق چند سال پیشتر از آن بر وی حادث می شد سریعا جانش را از دست می داد زیرا در آن زمان با فن تنفس ذن آشنایی نداشت از آن پس دریافت که این فن بسیار مفید است مخصوصا در زمان اضطراب یا استرس و در مواقعی که دچار تنفس نامرتب می شویم و ترس نظام فکری ما را مختل می کند باعث ثبات جسمی و فکری ما می گردد

.

سعی کنید در همه کارها قبل از ملاقات های شغلی و شخصی و ... از طریق کنترل تنفس خود را به نوعی آرامش برسانید و از این طریق آرامش جسمی و روحی کسب می کنید کنترل تنفس باعث می شود آرامش اعتماد به نفس و قدرت به انسان باز گردد

منبع : سایت رشد

.



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 11:04 ق.ظ
Saved as a favorite, I really like your web site!
دوشنبه 23 مرداد 1396 03:24 ب.ظ
Hello! I could have sworn I've visited this web
site before but after looking at some of the posts
I realized it's new to me. Nonetheless, I'm certainly pleased I discovered
it and I'll be bookmarking it and checking back often!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر